الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
119
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
توضيحى و مانند آن باشد ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد : « فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى - وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى - وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ » « 1 » ؛ « آن گاه كه او را به دنيا آورد ، گفت : پروردگارا ، من دختر زاييدهام - خدا به آنچه او زاييد داناتر است و پسر همچون دختر نيست - و من نامش را مريم نهادم . » جملهء معترضه در اين آيه ، بيانگر حالت حسرت در سخن مادر مريم است ؛ نه اين كه در مقام اخبار باشد ؛ زيرا به او دخترى بهتر از پسرِ پندارىاش عطا شده بود و جايى براى حسرت وجود نداشت . بنابراين جملهء معترضه ، سخن گزافه در كلام و بى ارتباط با جملههاى اطراف خود نيست . بر اين اساس ، همسياق دانستنِ آيات چهارگانهء سورهء قيامت با آيهء ياد شده در سورهء طه - كه در نهى از عجله در قرآن ، پيش از پايان يافتن وحى آن مىباشد - مستلزم پذيرش اين نكته است كه اين آيات [ چهارگانه ] بى هيچ ارتباط با جملههاى پيرامونى خود ، در سورهء قيامت گنجانده شدهاند ؛ زيرا سياق سوره پس از اين آيات چهارگانه ، به سياق نخست خود باز مىگردد . افزون بر آن ، كاربرد واژهء « كلّا » پس از آيات چهارگانه - كه دو بار به كار رفته است - تناسبى ندارد . شگفت ، آن كه زمخشرى ، با وجود بزرگى و فرازمندى مقام ادبى و علمىاش ، نخستين « كلّا » را بازدارىِ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از عادت عجله و سرزنش حضرت بر شتابزدگى مىداند ! به ويژه آن كه آيات « بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ . وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ » « 2 » در پى « كلّا » آمده است . وى مىگويد : « اگر بگويى : چگونه آيهء « لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ » با ياد قيامت ارتباط دارد ؟ مىگويم : وجه پيوند اين دو ، آن است كه از نهى شدن رسول خدا ، در مورد
--> ( 1 ) آل عمران ( 3 ) 36 . ( 2 ) . قيامت ( 75 ) 20 و 21 : « شما دنياى زودگذر را دوست داريد ؛ و آخرت را وامىگذاريد . »